
♩ریمیکس شجریان و شاملو(:
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲ ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ

از عموهایت
از عموهایت شعر و صدای احمد شاملو نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسه به خاطرِ سایهی بامِ کوچکش به خاطرِ ترانهیی کوچکتر از دستهای تو نه به خاطرِ جنگلها، نه به خاطرِ دریا به خاطرِ یک برگ به خاطرِ یک قطره روشنتر از چشمهای تو نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر نه به خاطرِ همه انسان…

از این گونه مردن - میخواهم خواب اقاقیاها را بمیرم (مجموعه ابراهیم در آتش)
میخواهم خوابِ اقاقی ها را بمیرم. خیالگونه در نسیمی کوتاه که به تردید میگذرد خوابِ اقاقیاها را بمیرم. □ میخواهم نفسِ سنگینِ اطلسیها را پرواز گیرم. در باغچههای تابستان، خیس و گرم به نخستین ساعاتِ عصر نفسِ اطلسیها را پرواز گیرم. □ …

آیدا در آینه-لبانت به ظرافت شعر (مجموعه آیدا در آینه)
لبانت به ظرافتِ شعر شهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل میکند که جاندارِ غارنشین از آن سود میجوید تا به صورتِ انسان درآید. و گونههایت با دو شیارِ مورّب، که غرورِ تو را هدایت میکنند و سرنوشتِ مرا که شب را تحمل کردهام بیآنک…

حسرت
۱ نه این برف را دیگر سرِ بازایستادن نیست، برفی که بر ابروی و به موی ما مینشیند تا در آستانهی آیینه چنان در خویشتن نظر کنیم که به وحشت از بلندِ فریادوارِ گُداری به اعماقِ مغاک نظر بردوزی. باری مگر آتشِ قطبی را برافروزی. که برقِ مهربانِ نگاهت آفتاب را بر پولادِ خنجری میگشاید که میباید به دلیری با…

کیفر -در اینجا چار زندان است (مجموعه باغ آینه)
در اینجا چار زندان است به هر زندان دوچندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر… از این زنجیریان، یک تن، زنش را در تبِ تاریکِ بهتانی به ضربِ دشنهیی کشته است. از این مردان، یکی، در ظهرِ تابستانِ سوزان، نانِ فرزندانِ خود را، بر سرِ برزن، به خونِ نانفروشِ سختِ دندانگرد آغ…

ترانه اندوهبار سه حماسه -اینو یکی می گفت (مجموعه مدایح بی صله)
برای عمران صلاحی «ــ مرگ را پروای آن نیست که به انگیزهیی اندیشد.» اینو یکی میگُف که سرِ پیچِ خیابون وایساده بود. «ــ زندگی را فرصتی آنقَدَر نیست که در آیینه به قدمتِ خویش بنگرد یا از لبخنده و اشک یکی را سنجیده گُزین کند.» اینو یکی میگُف که سرِ سهراهی وایساده بود. «ــ عشق …

عاشقانه -پیش از آنکه در اشک غرقه شوم (مجموعه ترانه های کوچک غربت)
بیتوتهی کوتاهیست جهان در فاصلهی گناه و دوزخ خورشید همچون دشنامی برمیآید و روز شرمساری جبرانناپذیریست. آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی درخت، جهلِ معصیتبارِ نیاکان است و نسیم وسوسهییست نابکار. مهتاب پاییزی کفریست که جهان را میآلاید. چیزی بگوی پیش از آنکه د…

ترانه بزرگترین آرزو- آه اگر آزادی سرودی می خواند (مجموعه دشنه در دیس)
آه اگر آزادی سرودی میخواند کوچک همچون گلوگاهِ پرندهیی، هیچکجا دیواری فروریخته بر جای نمیماند. سالیانِ بسیار نمیبایست دریافتن را که هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانیست که حضورِ انسان آبادانیست. همچون زخمی همه عُ…

در این بن بست (مجموعه ترانه های کوچک غربت)
دهانت را میبویند مبادا که گفته باشی دوستت میدارم. دلت را میبویند روزگارِ غریبیست، نازنین و عشق را کنارِ تیرکِ راهبند تازیانه میزنند. عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بُنبستِ کجوپیچِ سرما آتش را به سوختبارِ سرود و شعر …