تماشای غروبتماشای غروب

شماره‌ی ۴ | تهران من کجاست | انارستان و توتستان

View descriptionShare
 

تماشای غروب

پادکست ادبی تماشای غروبصدای ما را از ادبیات می‌شنوید، در هر شماره روایت‌هایی را با صدای نویسندگانش خواهید شنید. شاید مرهمی بر دردهای این روزهامان باشد
12 clip(s)
Loading playlist

تهرانِ شلوغ و پر هیاهوی امروز، روزگاری توتستان آرامی بود؛ شهری که در سایه‌ی درختان نفس می‌کشید؛ با رگ‌هایی از آب و قلبی از خاک، نه رگ‌های سیمانی و توده‌های سرطانی آهن و شیشه. تهران هنوز در حافظه‌ی پیرترین کوچه‌هایش آن روزها را به یاد دارد وقتی که دهی بود کنار ری. وقتی تابستان‌ها از شاخه‌های سنگینِ توت، شیرینیِ سفید فرو می‌چکید و دست‌ها برای چیدنشان از شوق می‌لرزید. انارهای تهران که می‌رسید و دل‌شان که می‌ترکید، رهگذران، ناخواسته شیرینی را کف کفش‌هاشان به خانه می‌بردند.

آن‌جا که امروز برج‌ها قد کشیده‌اند، باغ بود و جوی آب و خنکای سایه. صبح‌ها با صدای آب قنات شروع می‌شد، نه با بوق ماشین. هیچ چیز و هیچ‌کس عجله نداشت، حتی آب قنات هم آرام می‌رفت، بی‌عجله، بی‌هیاهو. چهره‌ها خمود و قامت‌ها خمیده نبود، چشم‌ها به طلوع خورشید و جمال دماوند روشن می‌شد.

حالا از آن همه توتستان و انارستان، نامی باقی مانده در گوشه‌ای از خاطره‌ی شهر. اما اگر غروب‌ها، لحظه‌ای از شلوغی فاصله بگیری و چشم‌هایت را ببندی، شاید هنوز بتوانی صدای برگ‌ها را بشنوی؛ صدای سبز تهران، آرام تهران، بی‌عجله‌ی تهران. شهری که روزی طعم انار و توت می‌داد.


برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:

info@NewshaCast.com

  • Facebook
  • X (Twitter)
  • WhatsApp
  • Email
  • Download

In 1 playlist(s)

تماشای غروب

پادکست ادبی تماشای غروبصدای ما را از ادبیات می‌شنوید، در هر شماره روایت‌هایی را با صدای نویسندگانش خ… 
Social links
Follow podcast
Recent clips
Browse 12 clip(s)