تماشای غروبتماشای غروب

شماره‌ی ۶ | درد که کسی را نمی‌کشد

View descriptionShare
 

درد مثل رطوبت دیوارهای قدیمی است؛ نمی‌دانی دقیقا از کجا آمده، اما می‌بینی که همه جا را خیس کرده، لک انداخته، جا باز کرده. بعد دیگر بخشی از ساختار می‌شود، نه یک مهمان موقت. گاهی می‌آید و مثل یک سایبان هوا را تاریک می‌کند اما نه آن‌قدر که نتوان راه را دید. فقط همه چیز کمی تیره‌تر می‌شود، کمی سنگین‌تر، کمی کندتر. بعد عادت می‌‌کنی، عادت به این نور کم، به این سنگینی مداوم.

گاهی تصمیم می‌گیرد حضور پررنگ‌تری داشته باشد، یک‌دفعه همه‌چیز فشرده می‌شود و مجبور می‌شوی در فضایی تنگ و کوچک نفس بکشی. اما ادامه دهی و این شجاعانه‌ترین کاری‌ست که می‌کنی. چون درد کسی را نمی‌کشد، تویی که هر روز انتخاب می‌کنی زنده بمانی و زندگی کنی.

«حامی مالی این شماره “شرکت داروسازی الحاوی” است»

  • Facebook
  • X (Twitter)
  • WhatsApp
  • Email
  • Download

In 1 playlist(s)

تماشای غروب

پادکست ادبی تماشای غروبصدای ما را از ادبیات می‌شنوید، در هر شماره روایت‌هایی را با صدای نویسندگانش خ… 
Social links
Follow podcast
Recent clips
Browse 12 clip(s)