

اپیزود شماره سی - رختکن بازندهها - بازنده: رامین پرچمی
آن شب دریا عصبانی بود. موجها از قدش بلندتر بودند و باد چیزی را در گوشش فریاد میزد که آن را نمیفهمید. خواست شنا کند. دید شنا کردن بلد نیست. انگار اصلاً هیچچیز بلد نیست. کسی شبانه وارد مغزش شده و همه کشوها را خالی کرده بود. فقط دست و پا میزد. مثل کسی که برای اولین بار آب دیده باشد. آنقدر دست …

اپیزود شماره بیست و نهم - رختکن بازندهها - بازنده: امید گلزاده
«نخستین صبح زمستان آینهای که به آن خیرهام چهرهی پدرم را نشان می دهد» من در هایکو زندگی میکنم هایکو چشم بسته پیوسته در سفر بودن است. - بازنده: امید گلزاده @omidgolzadeh - اپیزود بیست و نهم رختکن بازندهها هماکنون در کستباکس و تمامی پلتفرمهای پادکست - اسپانسر این اپیزود: …

اپیزود شماره بیست و هشتم - رختکن بازندهها - بازنده: هستی مهدویفر
«گوشهایم. صدای حرف زدن دستهایش. شکوفههای گیلاس در باد است.» این هایکو را در اینستاگرام دیدم و برای دوستانم بلند بلند خواندم و بلند بلند خندیدیم که، هایکو چه شکل عجیب و ساده و پیچیده بیان احساس آدمیزاد است. من هایکو نمیفهمم اما اینبار حس کردم این جملات کوتاه دلم را پر کرد. دستها حرف میزنند، مث…

این اپیزود نیست
لطفااینفایلکوتاهکهکاریازگروهرختکنبازندههاسترابشنویدودربازنشرآنماراهمراهیکنید. اینمحتوایآگاهیبخشبهپیشنهادوباهمراهیبرند «نیو»تقدیممیشود. neevstyle.com روایت مژدگانی با حضور بهزاد عمرانی نویسنده مهرداد نعیمی تدوین رضا توکلی گرافیک خورشید آزادی ضبط در استودیو کجا تهیه کننده سیاوش صفاریان…

اپیزود شماره بیست و هفتم - رختکن بازندهها - بازنده: زهرا نعمتی
آدمهابهدودستهتقسیممیشوند. آنهاییکهنونتهپیتزارانمیخورندوآنهاییکهنونتهپیتزاراازخودپیتزابیشتردوستدارند. اینگروهنونبستنیرابیشازبستنیمیخواهند. دورکلوچهراازمرکزکلوچهبیشتردوستدارند. حتیدورنونبربریرابیشترازبخشهایبرشتهآنمیپسندند. شایداینگروهآدمهادرزندگیهماطرافزندگیرابیشازخودزندگیمشتاقباشند. مسیرراازمقصدبی…

اپیزود شماره بیست و ششم - رختکن بازندهها - بازنده: نگار ارجمند
زندگی پر از چیز است. «چیز» کوچکترین واحد برای توضیح خیلی چیزها است. کافیست سعی کنی چیز را از میان کلمات جملات روزمره کم کنی. انگار نمیشود. همه ما چیزهایی داریم. حتی احتمال دارد چیز دیگری یا دیگران باشیم. کسی را ندیدهام که دست کم یک چیز هم نداشته باشد. کلا این چیز داشتن و چیز بودن چیز خوبیست. چیز …

اپیزود شماره بیست و پنجم - رختکن بازندهها - بازنده: هاله هاشمی
«گمان نكنم هرگز بشود جنگى را جشن گرفت، نتيجهاش هر چه که باشد.» نميدونم این جمله را از کی شنیدم و کجا خوندم. نمیدونم درسته یا غلط. فقط میدونم دلم برای یک میهمونی با موسیقیهایی که شعرش را همه با هم میخونن، تعدادی میرقصند، کسانی با لبخند تماشا میکنند تنگ شده، خیلی خیلی تنگ شده. - بازنده: هاله …

اپیزود شماره بیست و چهارم - رختکن بازندهها - بازنده: ...
گاهی وقتها میخوابی، هی بیدار میشی، میبینی هنوز صبح نشده. دوباره میخوابی، دوباره بیدار میشی ولی میبینی صبح نشده! اون زمانه که باید به خودت بگی بخواب، این هم یه خوابه؛ به زودی صبح میشه. - بازنده: ... - اپیزود بیست و چهارم رختکن بازندهها هماکنون در کستباکس و تمامی پلتفرمهای پادکست - با تشک…

اپیزود شماره بیست و سوم - رختکن بازندهها - بازنده: امیرحسین احمدی
اون روز مادر بزرگم یک جفت دستکش قرمز برایم بافته بود. من هم با کلی خیال بافته، آنها را دست کردم و به داخل رینگ رفتم. هوا گرم بود و مثل خمیری سنگین به هر طرف کش میآمدم. من، از این خواب تکراری متنفرم. - بازنده: امیرحسین احمدی @amirhoahmadilli - اپیزود بیست و سوم رختکن بازندهها هماکنون در کس…

اپیزود شماره بیست و دوم - رختکن بازندهها - مهمان: مرضیه برومند
«میشه باخت و بازنده نبود، میشه بازنده بود و نباخت.» راستش این جمله هیچ معنای مهمی ندارد؟صرفا یک جمله برای اینستاگرام است که اتفاقا کلی لایک میخورد. همین. میهمان [بازنده بیست و دوم] مرضیه برومند - مهمان نوروزی: مرضیه برومند - اپیزود بیست و دوم رختکن بازندهها هماکنون در کستباکس و تمامی …