از پیش «اسلام» بر میگردم بعد از ظهر در پزشکی قانونی دیدمش. در تابوتش دراز کشیده بود. صورتش کمی پف آلود به چشم میآمد و چند سالی هم جوان تر چون که چینهای کنار لبها و خطوط گونه پر شده بود. اما چه آرامشی، چه آرامش غریب، بیگانه و دست نیافتنی مقدس و رشک انگیزی، شاید فقط خواب کودک نوزاد بتواند چنین آرام باشد. بینهایت آرام. پاسخی باورنکردنی به یک عمر دلهره . . .
دیگرکارهای موسسه فرهنگی «همیشه درمیان» برای دوستدارن فرهنگ و ایران؛
@HamisheDarMiyan
نشانی حمايت مالى پادكست روزها در راه

در حال و هوای جوانی (۷) | پلنگ
10:00

در حال و هوای جوانی (۶) | سهراب سپهری
10:00

در حال و هوای جوانی (۵) | اشتیاق همآغوشی
10:00